کد خبر: ۱۳۹۴۷
۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
همسایه‌های کوچه شهید مفید پرستار دردهای یکدیگرند

همسایه‌های کوچه شهید مفید پرستار دردهای یکدیگرند

وقتی سراغ همسایه‌های خوب کوچه شهید‌مفید ۳۳ را می‌گیریم، سه‌چهار نام خاص تکرار می‌شود. نام‌هایی که نه‌تنها به درد هم خورده‌اند که به یاری همه محله و همسایه‌ها آمده‌اند.

زمانی که تعداد خانه‌های این گوشه از شهر به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسید، نخ تسبیح رفاقتشان شکل گرفت. این محله بی‌نام بعدتر «آزادشهر» نام گرفت و آنها که با برپایی محفل روضه، باب آشنایی با هم را باز کرده بودند، شدند همسایه‌ها و رفیق قدیمی یکدیگر. به همین دلیل است که وقتی سراغ همسایه‌های خوب کوچه شهید‌مفید ۳۳ را می‌گیریم، سه‌چهار نام خاص تکرار می‌شود.

نام‌هایی که نه‌تنها به درد هم خورده‌اند که به یاری همه محله و همسایه‌ها آمده‌اند. وقتی قرار است به یک نفر برسیم، بیشتر نام صغری مصطفایی تکرار می‌شود و همسایه‌ها یک جمله را درباره او تکرار می‌کنند؛ «مثل یک مادر به فکر همه هم‌محلی‌هاست.»

 

عصرانه‌هایی برای آشنایی

صغرا مصطفایی یکی از همسایه‌هایی است که بیشتر اهالی محله، به ویژه مسجدی‌ها از او به نیکی یاد می‌کنند. بانویی هشتاد‌ساله و از نخستین ساکنان که بیش‌از نیمی از عمر خود را در این کوچه گذرانده است؛ کسی که به مهربانی و دست‌به‌خیری شهرت دارد.

یکی از اهالی محله تعریف می‌کند: قدیم که محله مثل امروز زیاد شلوغ نبود، خانم مصطفایی با راه‌انداختن بساط چای و عصرانه و دعوت همسایه‌ها در حیاط مصفای خانه‌اش، همه را دور هم جمع کرده و باب آشنایی همسایه‌ها با هم را گشوده بود.

صغرا‌خانم خودش می‌گوید: در‌همان دورهمی‌ها، سعی می‌کردیم به‌دنبال راه‌حلی برای رساندن آب و برق به محله و آسفالت کوچه باشیم.

صغرا مصطفایی حُسن خلق و داشتن زبان نرم را از صفات یک همسایه خوب می‌داند و می‌گوید: این روز‌ها که محله‌مان آباد شده است، دغدغه‌های مهم‌تر و بیشتری وجود دارد و آن مشکلات همسایه‌هاست. وظیفه خودم می‌دانم که تا زمان سراپابودن همراهی کنم و در مریض‌احوالی و مشکل مالی کنارشان باشم.

 

اعتماد همسایه‌ها به زلیخاخانم

زلیخا بهشتی را صغراخانم به ما معرفی می‌کند؛ او یکی‌دو سال زودتر از خانواده آنها در محله ساکن شده است. صغرا خانم تعریف می‌کند: وقتی به اینجا آمدیم، یکی‌دو خانه بیشتر ساخته نشده بود. ما مشغول جا‌به‌جایی اثاثیه بودیم که زلیخاخانم با سبدی که داخلش فلاسک چای و چند استکان بود، برای خداقوت‌گویی به خانه ما آمد.

هستند آدم‌هایی که بعضی وقت‌ها نیاز به پرستار یا یک نفر برای درد‌دل دارند و من کنارشان هستم

امانت‌دار بودن از صفات بارز زلیخاخانم است که همسایه‌ها به آن اشاره می‌کنند. خودش می‌گوید: لطف همسایه‌ها بود که وقت سفر کلید خانه‌شان را به من می‌سپردند. حتی یکی از همسایه‌ها نه‌تنها کلید درِ حیاط، که همه کلید اتاق‌های خانه را به من داده بود و گاه وقتی کلیدی را جا می‌گذاشتند یا گم می‌کرد، به‌سراغ من می‌آمد.

او درباره حال‌وهوای این روز‌ها و همسایه‌داری در این کوچه می‌گوید: از حال همسایه غافل نیستیم. اینجا کسی نیازمند مالی نیست. ولی هستند آدم‌هایی که بعضی وقت‌ها نیاز به پرستار یا یک نفر برای درد‌دل دارند و من کنارشان هستم، از پختن یک لقمه غذا تا همراهی در درمانگاه و بیمارستان.

 

حضور همسایه بر بستر بیمار

سومین همسایه خوب کوچه شیخ‌مفید زهرا فاطمی است که زلیخا‌خانم به ما معرفی می‌کند. داستان رفاقت آن دو به یک روز بارانی برمی‌گردد. ماجرا از این قرار بوده که در مسیر رفتن به مسجد غدیر بابا‌علی، زلیخا‌خانم چشمش به پرچم سبزی بر سر‌در یک خانه می‌افتد که مدعوین را به حضور در روضه روز آخرماه دعوت کرده است.

همان حضور در محفل روضه بهانه دوستی آنها را فراهم می‌کند. زلیخا‌خانم می‌گوید: این جلسات فقط روضه نیست، همدلی یک محل است برای رفع مشکلات آدم‌های مختلف و بانی آن همسایه‌ای خوب یعنی زهراخانم است.

زهرا فاطمی می‌گوید: داشتن همسایه خوب نعمتی است. خیلی وقت‌ها در همین دورهمی‌های مسجد یا روضه از حال و احوال هم خبردار می‌شویم و برای کسی که در محله مشکلی برایش پیش آمده است، به‌دنبال راه چاره می‌افتیم. اگر کسی بیمار شده باشد، چندنفری به عیادتش می‌رویم. اگر هم کاری از دستمان بر‌نیاید، با گفت‌و‌گو و دادن امید، به بهبودی اوضاع امیدوارش کنیم.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۲۶ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44